کدمونی

مجله آنلاین

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

سال نو مبارک

دسته بندی : مجله آنلاینتاریخ : یکشنبه 25 مارس 2018

فرارسیدن سال ۱۳۹۷ را به تمامی هموطنان عزیز تبریک عرض می نماییم
عیدتتان مبارک.

«خانم بازیگر معروف از همسرش طلاق گرفت!»، «آقای فوتبالیست در حال استعمال مواد مخدر بازداشت شد!»، «بازیگر جوان دار فانی را وداع گفت!» و… .

این روزها انگار بازار خبرها و تکذیب‌ها داغِ داغ است. معلوم هم نیست مقصر این اوضاع کیست؟ همه شایعات عجیب و غریب کار عده‌ای است که در تلگرام و اینستاگرام با اخبار جعلی محتوای پربازدید دارند و از این راه درآمدی به جیب می‌زنند یا بالعکس آیا این خودِ چهره‌ها هستند که با رفتارشان باعث بازارگرمی آن عده و ایجاد شایعات باور نکردنی درباره خودشان می‌شوند؟ به هرحال شایعات هرچه باشند و از هر جایی آمده باشند گاهی اوقات آن‌قدر تعجب برانگیز هستند که تا مدتی دامن چهره شناخته شده را می‌گیرند و او را مجبور می‌کنند به هرجایی می‌رود کلی توضیح دهد که ماجرا چه بوده و چرا آن خبر جعلی درباره‌اش منتشر شده است؟! ۸ چهره معروف بازیگر، مجری و خواننده درباره بازار داغ شایعات این روزها و عجیب‌ترین شایعاتی که درباره خودشان شنیده‌اند، صحبت کردند. با ما همراه باشید تا در کنار آن‌ها به شایعه‌ با مزه‌شان بخندیم یا از تعجب انگشت بر دهان بمانیم!
مرجانه گلچین : مادر شدنم مبارک!

مرجانه گلچین را با سریال‌های طنز تلویزیون می‌شناسیم. هرچند او در چند جا گفته از حاشیه می‌ترسد اما در زمان هایی با شایعات عجیبی رو به رو بوده است. او در گفت وگویی کوتاه به خبرنگار ما می‌گوید: «معروف بودن و شایعه ساختن دو چیز جدا ناشدنی از یکدیگر است. اما این‌که چقدر درگیر شایعه باشی بر می‌گردد به همان رفتارت که چقدر چهره‌ات را در معرض قضاوت‌ها بگذاری.

هرچند این اواخر شایعه مهمی درباره خودم نشنیدم اما مدتی پیش شایعه‌ بامزه‌ای میان مردم دست به دست می‌شد که طبق آن برای چندمین بار مادر شده‌ام. در صورتی که آن زمان نوه‌ام به دنیا آمده بود و مادر بزرگ شده بودم. در واقع چند نفر تصاویری را که در آن‌ها نوه‌ام را بغل کرده بودم، منتشر کرده و گفته بودند من مادر شده‌ام! هرچند من هم مثل آدم‌های دیگر در مقابل شایعات لبخند می‌زنم و واکنش فوری نشان نمی‌دهم اما مواردی وجود داشت که سوال یا حرف بی اساسی درباره‌ام گفته شد که تلاش کردم همان‌جا پاسخ بدهم تا برایم دردسر جدیدی ایجاد نشود! مسئله مادر شدنم هم در یکی از روزنامه‌های زرد منتشر شده بود که در نوع خودش برایم جالب بود!
فریبا نادری : خدا همه رفتگان را بیامرزد

فریبا نادری از آن بازیگرانی است که خیلی هم بی حاشیه نبوده است. کافی است در اینترنت جست وجوی کوتاهی داشته باشید تا متوجه حرف‌مان شوید. او که به تازگی مادر شده و برای زایمان به خارج از کشور رفته است درباره شایعات این روزهای زندگی‌اش می‌گوید:
«اگر هرروزی که از خواب بیدار می‌شوم شایعه‌ای درباره خودم نشنوم بیشتر تعجب می‌کنم! این‌قدر این موضوعات برایم عادی شده که به سختی می‌توانم خبرهای درست را هم تشخیص بدهم! به عنوان مثال خبر فوت ناگهانی‌ام (!) و حرف های دیگر که هرکدامش کلی دردسر برایم داشته است.

فریبا نادری

شاید آن اوایل این چیزها برایم عجیب بود اما الان دیگر عادت کرده‌ام. مثلا همین اواخر خبری در فضای مجازی به دست ام رسید که خبر از فوت ناگهانی‌ام داده بود! آن‌جا با خودم گفتم چه جالب! بالاخره من هم مُردَم! خدا من را هم بیامرزد! ابتدا واکنشی نشان ندادم اما وقتی خبر، بیشتر از حد انتظارم دست به دست شد اول از همه نگران خانواده‌ام شدم و بلافاصله با آن‌ها تماس گرفتم که چنین شایعه‌ای راه افتاده است و نگران نباشید. اما در حالت کلی بیشتر از این‌که بخواهم واکنش نشان بدهم ترجیح می‌دهم آن را ادامه ندهم. بنابراین فقط سکوت می‌کنم.» او ادامه می‌دهد: «امیدوارم روزی برسد که مردم به نیت و ذات همدیگر اهمیت بدهند نه این‌که دنبال تیتر خبرهای فضای مجازی باشند. فضایی که همه دنبال جلب توجه بیشتری برای پیج‌ها و کانال‌های شان هستند.»
شبنم قلی خانی : بی حاشیه و بی شایعه

شبنم قلی خانی یک بازیگر متفاوت است. او همان‌طور که چهره آرامی دارد نقش‌های آرام و متفاوتی را هم اجرا می‌کند.
«قلی خانی» که این روزها در مجموعه «آنام» می‌درخشد در گپی کوتاه با زندگی سلام می‌گوید:
«من فکر می کنم علت این که بعضی از چهره‌های معروف شایعات بیشتری پشت سرشان است به این خاطر است که خیلی از همکاران ما هستند که خودشان به مسئله‌ای دامن می‌زنند و هرجایی آن‌قدر توضیح اش می‌دهند که به قول خودشان حرف و حدیث‌های پشت سرشان کمتر شود. در صورتی که این کار باعث می‌شود شایعه های بزرگ تر و عجیب‌تری پشت سرشان به راه بیفتد. این موضوع درباره بعضی از آدم‌ها آن قدر زیاد و جدی است که انگار بعضی‌های شان دوست دارند شایعاتی راجع به آن‌ها گفته شود.»

عکس شبنم قلی خانی

قلی خانی ادامه می دهد:
«خوشبختانه هیچ وقت شایعه درباره خودم نشنیدم. شاید هم شایعه‌ای وجود داشته اما خودم خبر ندارم. به هرحال سعی کرده‌ام همیشه آرام باشم و در سکوت کارهایم را پیش ببرم. شاید همین کمک کرده است که تاکنون شایعه‌ای درباره خودم نشنوم.»
پرستو صالحی: من سیگاری نیستم

پرستو صالحی هم یکی دیگر از آن بازیگرانی است که در دوره‌هایی حاشیه‌های زیادی به دنبال داشته است. از حضورش در برنامه احسان علیخانی و صحبت از اعتیاد پدرش به مواد مخدر گرفته تا جنجال خواستگاری محمد نادری از او در ارتباط مستقیم اینستاگرامی که هرکدامش کلی حاشیه برای خانم بازیگر به همراه داشت.

پرستو صالحی

پرستو صالحی درخصوص شایعات درباره چهره‌های معروف این‌طور توضیح می‌دهد:
«این‌که بگوییم ما ایرانی‌ها این‌طور هستیم و برای همه شایعه درست می‌کنیم،  این‌طور نیست. در تمام دنیا بعضی آدم‌ها در معرض توجه بیشتری قرار دارند. بنابراین شایعات بیشتری هم پشت سرشان وجود دارد. اما این موضوع زمانی آزاردهنده می‌شود که جنبه تهمت پیدا می‌کند. همین چند وقت پیش در فیلمی بازی کردم که در سکانسی از آن سیگار می‌کشیدم. از همان موقع تصاویری از من منتشر و شایعه شد که «پرستو صالحی» اهل دود و سیگار است در حالی که من مخالف پروپا قرص دخانیات هستم. از همان زمان هرجایی می‌روم توضیح می‌دهم که این عکس مربوط به چیست؟ با این که مدتی هم از آن گذشته است اما هرجایی وارد می‌شوم تصور می‌کنند اهل سیگار هستم! متاسفانه این روزها شایعات فقط یک شایعه عادی نیستند چون در کنار شایعه ای که منتشر می شود کلی پیام ناجور برای چهره معروف سرازیر می شود.این که یک نفر برای یک موضوع دروغ سرخورده شود، از همه دردناک‌تر است!»
فریدون آسرایی : غزل خداحافظی را بخوانم؟!

هر آدمی شخصیتی دارد که این خصوصیات شخصی روی کارش هم تاثیرگذار است. یکی از ویژگی‌های صدای «فریدون آسرایی» آرامش عجیبی است که در هر کلمه‌اش می توان آن را حس کرد. اما این آرامش هرگز به معنای دور بودن آقای خواننده از شایعات و حاشیه‌ها نیست.

فریدون آسرایی

فریدون آسرایی در گپی کوتاه می‌گوید:
«شایعه سازى در کشور ما مثل غیبت کردن کاری عادى شده و همه هم آن را قبول کردند. من هم مثل خیلی از چهره‌های دیگر با شایعات زیادی سر و کار داشتم. یک بار مشکلی برای گلویم پیش آمده بود که پزشک معالج به من گفت باید بیشتر مراقب خودم باشم چون امکان ابتلا به سرطان حنجره وجود دارد. اما همه‌جا تیتر زده بودند که فریدون آسرایی مبتلا به سرطان حنجره شده‌ است و کم‌کم باید غزل خداحافظی را بخواند! من هم که از این موضوع تعجب کرده بودم با چند مصاحبه و در صفحات مجازی این موضوع را تکذیب کردم. هرچند تا مدتی هرکه را می‌دیدم باید جواب پس می‌دادم که باور کنید من سرطان ندارم!»
نیما کرمی : من و همسرِ ممنوع‌الکارم!

نیما کرمی را بیشتر از همه با برنامه «صبحی دیگر» شبکه آموزش می‌شناسیم. اما او هم در دوره‌هایی از حواشی و شایعات عجیب و غریب دور نبوده است. ماجرای در آغوش گرفتن همسرش روی آنتن زنده تلویزیونی که تا مدتی فضای مجازی را ترکانده بود یکی از همین حاشیه‌هاست.

نیما کرمی

نیما کرمی در گفت وگویی می‌گوید:
«در طول یک سال گذشته پس از این که در برنامه زنده شبکه یک و در حالی که نمی‌دانستم برنامه روی آنتن زنده است، همسرم را در آغوش گرفتم، شایع شده بود که من و همسرم ممنوع‌الکار شده‌ایم. در حالی که هیچ کدام‌مان کار خلاف قانون یا خلاف شرعی انجام ندادیم و بعد از آن هم هر روز در برنامه زنده صبح‌های شبکه آموزش اجرا داشتیم. اما باز این شایعه وجود داشت که ممنوع‌الکار هستیم! بنابراین هیچ وقت این موضوع را تکذیب نکردم و گذاشتم تا مخاطبان خودشان متوجه شوند که ممنوع‌الکارم یا نه؟! اما این‌که شایعات از کجا می‌آیند به نظر من بخشی از شایعات مربوط به بادهای دنیای نوین است. یعنی هرچه مراقب رفتارمان باشیم باز هم این حرف و حدیث‌ها وجود دارد. اما در واقع بخش دیگری از آن هم به دلیل رفتار و عملکرد خودِ آدم‌هاست. بعضی از همکاران ما آن‌قدر برای خود حاشیه ایجاد می‌کنند که همین حاشیه‌ها باعث به وجود آمدن شایعاتی پشت سرشان می‌شود.»
رضا شفیعی جم : برادرزاده فردین نیستم

«رضا شفیعی جم» در دوره‌هایی سوپراستار فیلم و سریال‌های طنز بود. اما به مرور کم رنگ شد و اکنون کم‌رنگ‌تر از همیشه و در سکوت کارش را ادامه می‌دهد. این که شایعاتی پشت سر او وجود داشته یا نه؟ بهانه‌ای شد تا به سراغ او برویم.

رضا شفیعی جم

رضا شفیعی جم می‌گوید:
«در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که بابت هرچیزی همدیگر را قضاوت و برای همدیگر شایعه درست می‌کنیم. من فکر می‌کنم همه‌مان دچار غیبت و بدگویی هستیم. چون شایعه هم به نوعی غیبت و بدگویی است. راست اش را بخواهید در میان چهره‌های هنری برخی واقعا هنرمند هستند. این‌ها کسانی هستند که فقط و فقط با کار هنری‌شان بزرگ و معروف می‌شوند. اما دسته دیگر آدم‌هایی هستند که شهرت طلب اند و فقط با حاشیه سازی معروف می‌شوند. هرچند گاهی اوقات هم شایعات واقعا وجود دارند. به این که فرد پرحاشیه یا کم حاشیه باشد هم کاری ندارد. خودِ من با این‌که همیشه از حاشیه‌ها و حرف و حدیث‌ها دور بوده‌ام اما شایعاتی را درباره خودم شنیده‌ام. از همان زمانی که به سینما آمدم بیشتر آدم‌هایی که از نزدیک با آن‌ها ارتباط دارم، تصور می‌کنند من برادرزاده «فردین»، بازیگر قدیمی هستم! وقتی هم این موضوع را تکذیب می‌کنم با من جر و بحث می‌کنند که دروغ می‌گویی! ما بهتر از خودت می‌دانیم که تو همان برادرزاده فردین هستی! با این که چندین سال است وارد سینما شده‌ام باز هم همین شایعه وجود دارد. هرچه هم تکذیب می‌کنم فایده‌ای ندارد!»
سید جواد هاشمی : ما خانه‌مان را نفروختیم

سید جواد هاشمی هم یک بازیگر توانمند است که بازی خوب، چهره‌اش را ماندگار کرده اما آن‌چنان هم از حاشیه و شایعه دور نبوده است.
سید جواد هاشمی در گفت وگویی می‌گوید:
«شایعه بزرگ ترین آفت این روزهای ماست که به یک معضل فرهنگی تبدیل شده است. طوری که خیلی از مردم با این‌که می‌گویند شایعه سازی کار بدی است اما خودشان این‌کار را انجام می‌دهند! به عنوان مثال همین چند وقت پیش بود که بدترین شایعه زندگی‌ام را شنیدم. بعد از آن که حرف و حدیث‌هایی درباره سفر من و دوستان هنرمندم به کشور برزیل به راه افتاد تصمیم گرفتم برای یک بار به این موضوع بپردازم. با این وجود نه تنها شایعات و حرف و حدیث‌ها کمتر نشد که تهمت و حرف‌های ناجور بیشتر از قبل به طرفم سرازیر شد!

سید جواد هاشمی

حتما همه شما شنیده‌اید که من در مصاحبه‌ای مربوط به سفر برزیل گفته‌ام: «من خانه‌ام را فروختم تا هزینه سفر هنرمندان به برزیل را فراهم کنم.» همین مصاحبه باعث شد شایعات بی اساس تبدیل شود به کلی تهمت و بد و بیراه که از جانب دوستان و مردم عادی به طرفم سرازیر شد! در حالی‌که اصل موضوع چیز دیگری بود. من در آن مصاحبه از سوالات مکرر مصاحبه کننده خسته شدم و در قسمتی از حرف‌هایم گفتم: «من اصلا خانه‌ام را فروختم تا دوستانم را به برزیل ببرم. به کسی هم ارتباطی ندارد و…» که مصاحبه کننده با حذف قسمت‌هایی از قبل و بعد حرف‌هایم فقط همین قسمت را منتشر کرد و ما را به دردسر انداخت. دروغی که هنوز هم از ترکش‌هایش در امان نیستم!»

حسام نواب صفوی بازیگر سینما و تلویزیون درخصوص اظهار نظر برخی بازیگران در فضای مجازی گفت:

از نظر من بازیگران نباید در مورد مسائل سیاسی نظر بدهند. من فکر می کنم نظر سیاسی ربطی به بازیگر ندارد و نباید چنین اتفاقاتی چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی اتفاق بیفتد.
بازیگر فیلم “وقتی همه خوابیم” با اشاره به داشتن صفحه مجازی اضافه کرد:

من خودم در شبکه اینستاگرام صفحه ای شخصی دارم که گاهاً در آن به ارائه نظرات و سلایقم می پردازم اما هیچ وقت به خودم اجازه ندادم در جناح خاصی باشم و بخواهم نظری سیاسی یا اپوزوسیون بدهم.
وی درباره اظهار نظر “لیلا حاتمی” در جشنواره فیلم برلین تاکید کرد:

ضمن احترامی که همواره برای این بازیگر سینما قائلم از نظر من لزومی نداشت که وی در مورد مسائل داخلی کشور آن هم در خارج از کشور صحبت کند. اظهار نظر لیلا حاتمی در جشنواره فیلم برلین اشتباه بود.
بازیگر فیلم “نهنگ عنبر ۲” با اشاره به امکان وجود برخی مشکلات در هر کشوری خاطرنشان کرد:

ممکن است در خانه هر کدام از ما اتفاقی بیفتد. این دلیل نمی شود که این مشکل یا اتفاق را بیرون از خانه فریاد بزنیم.

ترفندهای زنانه برای جذب جنس مخالف!!

دسته بندی : مجله آنلاینتاریخ : پنجشنبه 1 مارس 2018

جذب جنس مخالف با نگرش مثبت

آیا ترجیح می دهید با فردی باشید که همیشه شاد و خوش بین است یا فردی که همیشه افسرده و غمگین است؟ همه ما آدم ها بیشتر به سمت کسی کشیده می شویم که نگرش مثبتی داشته باشد. اگر تصمیم دارید فرد خاصی را جذب خود کنید باید شاد باشید.

یادتان نرود که پیدا کردن یک یار خوشحالی به ارمغان نمی آورد بلکه باید قبل از جذب او شاد باشید. نیاز نیست وانمود کنید که شاد هستید و همه چیز خوب پیش می رود اما هیچ چیزی به اندازه ناامیدی انسان را شکست نمی دهد. نگرش مثبت نشان می دهد که از زندگی کنونی خود رضایت دارید و شاد هستید. دیگران بیشتر از هر چیزی مجذوب نگرش مثبت شما می شوند.

جذب جنس مخالف با دلسوزی

برای جذب یک شخص باید مراقب و دلسوز دیگران باشید. اگر فقط به خودتان اهمیت بدهید و با دیگران رفتار خوبی نداشته باشید هیچ کس جذبتان نمی شود. مردم دوست دارند با کسی باشند که برای اطرافیانشان ارزش و اهمیت قائل هستند. کسانی که قلبا به دیگران اهمیت می دهند انتظار جبران از دیگران ندارند.

جذب جنس مخالف با روحیه همکاری

شاید در روابط مان اهمیت چندانی به این موضوع ندهیم اما روحیه همکاری به موفق بودن ازدواج ها کمک زیادی می کند. آیا تا به حال با کسی آشنا شده اید که روی حرف خودش بایستد و نظر دیگران کوچک ترین اهمیتی برایش نداشته باشد؟ شما سعی کنید چنین شخصیتی نداشته باشید. داشتن روحیه همکاری یکی از رفتارهایی است که دیگران را مجذوب شما می کند.
در یک رابطه موفق دو نفر باید با هم سازش و همکاری داشته باشند. با روحیه همکاری به او نشان می دهید که نظراتش برای شما مهم است و تمایل دارید از او چیزهایی بیاموزید.

جذب جنس مخالف با آموزش

مردم جذب افرادی می شوند که در زندگی هدف دارند و می خواهند مهارت بیاموزند. سطح آموزشی فقط دانش فرد را نشان نمی دهد بلکه بیانگوی تمایل فرد برای رسیدن به اهداف و موفقیت هاست. اگر با کسی ازدواج کنید که برای رسیدن به چیزی که می خواهد تلاش می کند مطمئن باشید در زندگی مشترک هم برای رسیدن به اهداف تلاش خواهد کرد.

جذب جنس مخالف با استقلال

وابستگی چیز بدی نیست اما اگر بیش از حد وابسته باشید اطرافیانتان شما را به چشم یک بار اضافی می بینند. مردم به دنبال کسی هستند که بتواند کارهایش را به خوبی انجام دهد و گاهی اوقات مدیریت امور را دست بگیرد. اگر دائم وصل به او باشید و همیشه منتظر باشید او در همه کارها کمکتان کند او شما را شریک مناسبی برای خودش نمی داند. ازین پس سعی کنید در رابطه فرد مستقل و مفیدی باشید. حتی اگر مجرد هستید به کلاس آشپزی بروید، مسائل مالی و پرداخت صورتحساب ها را مدیریت کنید. منتظر نباشید که همسر آینده از راه برسد و تمام این کارها را برای شما انجام دهد.

با تقویت این نکات نه تنها عادت های بهتری برای خودتان می سازید بلکه دیگران بیشتر جذبتان خواهند شد.

علت سردرد در زمان رابطه جنسی چیست؟

دسته بندی : مجله آنلاینتاریخ : شنبه 20 ژانویه 2018

رابطه جنسی باید لذت بخش باشد، درست است؟ ولی برای برخی افراد اثر جانبی ناخوشایندی دارد: سردرد شدید.

اگر سردرد حین رابطه جنسی آزارتان می دهد باید بدانید که تنها نیستید. البته شیوع بالایی ندارد ولی حدود یک درصد افراد که  سه چهارم آن ها را آقایان شامل می شوند حین رابطه جنسی سردرد را تجربه می کنند.

سه نوع اصلی سردرد جنسی وجود دارد.

سردرد در زمان رابطه جنسی نوع اول : سردرد خفیف همزمان با آغاز رابطه

 این سردرد جنسی نسبتا خفیف fairly mild  است و به محض شروع رابطه آغاز می شود. این نوع سردرد باعث دردی می شود که روی گردنتان هم تاثیر گذار است. با وجودیکه می تواند آزار دهنده باشد ولی جدی نیست. به گفته دکتر ریتانو Dr. Reitano برخی افراد با مصرف مسکن هایی نظیر ایبوپروفن دردشان از بین می رود ولی برخی دیگر به داروهای تجویزی نیاز دارند. با این حال داروهای مسدود کننده بتا* یا بتا بلوکرها beta blockers که معمولا به عنوان داروهای فشار خون شناخته می شوند هم گاهی می توانند سردردها را درمان کنند.

داروهای مسدود کننده بتا یا بتا بلوکرها beta blockers:به گروهی از داروها گفته می‌شود که نقش آنتاگونیست رقابتی را برای اتصال به گیرنده های آدرنرژیک ایفا می کنند. در سیستم سمپاتیک واسطه هایی مانند اپی‌نفرین اثراتشان را به وسیله دو نوع گیرنده در سطح سلولها (به نام گیرنده بتا و آلفا) اعمال میکنند.

 


سردرد در زمان رابطه جنسی نوع دوم: سردرد بعد از ارضا شدن آقایان

علت سردرد حین رابطه جنسی چیست؟ دلیل ایجاد سردرد جنسی

نوع دوم سردرد جنسی تاندر کلپ thunderclap  یا سردرد شدید و سرعتی است.این نوع سردرد حین ارگاسم ایجاد می شود و می تواند تا چندین ساعت بعد از آن ادامه پیدا کند. بسیار دردناک تر از سردرد نوع اول است و نیازمند درمان دارویی فوری است. به گفته دکتر ریتانو سردرد تاندر کلپ می تواند نشانه بیماری های جدی مانند خونریزی مغزی باشد. سردردهای مکرر تاندر کلپ را می توان با داروهای مشابه سردرد های نوع اول درمان کرد.

حدود نیمی از افرادی که دچار این سردرد می شوند حین ورزش هم آن را تجربه می کنند. به گفته دکتر ریتانو، همین امر دلیل بالقوه ایجاد این سردرد را نشان نمی دهد: این سردرد ممکن است در اثر افزایش فشار خون هنگام فعالیت ای فیزیکی بوجود آید. افزایش ضربان قلب حین رابطه جنسی به معنی فعالیت فیزیکی زیاد است.

به علاوه، آدرنالین آزاد شده حین رابطه جنسی ممکن است به افزایش فشار در مغزتان کمک کند. گاهی هم انقباض عضلات گردن در ایجاد این سردرد مقصرند.

برخی داروهای بدون نسخته از قبیل سودافد* Sudafed هم می تواند با ایجاد محدودیت و انقباض عروق خونی در ایجاد سردرد دخیل باشند. شواهدی مبنی بر تاثیر ماریجوانا، شراب قرمز، پنیر و خوراکی های حاوی آن ها در ایجاد سردرد جنسی شدید وجود دارد ولی دلیل آن مشخص نمی باشد.سیگار کشیدن، مصرف نوشیدنی های الکلی، افزایش وزن یا چاقی هم می تواند ابتلا به سردرد جنسی را افزایش دهد.

* سودافد* Sudafed: سودوافدرین یک ترکیب ضداحتقان است که در سرماخوردگی و در درمان احتقان بینی یا سینوس‌ها، مجرای شیپور استاش، التهاب سروزی گوش میانی، رینیت وازوموتور و اختلال عملکرد گوش میانی بدلیل تغییرات فشار جو استفاده می‌شود.سودوافدرین یا ترکیبات مشابه آن (مانند فنیل افرین) در اغلب قرصها و شربتهای سرماخوردگی نیز وجود دارد.

سردرد در زمان رابطه جنسی نوع سوم: سردرد بعد از رابطه جنسی

نوع سوم سردرد جنسی که بسیار نادر است و فقط حدود یک نفر از هر ۲۰ هزار نفر آن را تجربه می کنند.

سردردی است که بعد از رابطه جنسی شروع شده و زمانی که بایستید بدتر می شود. افرادی که دچار این نوع سردرد می شوند اغلب انقباض مغزی دارند و افزایش فشار خون حین فعالیت فیزیکی رابطه جنسی باعث نشت مایع نخاعی می شود که حین ایستادن از مغز چکه می کند. برای پیشگیری از مزمن شدن این سردرد باید قسمتی که دچار نشتی شده را با جراحی مسدود نمایید.

اگر حین رابطه جنسی دچار سردرد می شوید باید با پزشکتان صحبت کنید. نه فقط برای درمان بلکه به دلایل نادری که ممکن است به خاطر خونریزی مغزی، تورم شریان یا لخته شدن خون ایجاد شده باشد.

نیما کرمی مجری تلویزیون و همسرش زینب زارع پنجشنبه ۲۹ دی مهمان مهران مدیری در برنامه «دورهمی» بود.

کرمی در بخشی از این برنامه در مورد حواشی که درباره روبوسی او و همسرش رخ داده بود توضیح داد:
«به دلیل اینکه تیتر زدند مجری زن و مرد یکدیگر را بغل کردند و نسبت ما را بیان نکردند حاشیه‌ساز شد.»

او درباره قضاوتی که درباره ظاهرش شد، گفت:
«در پیشانی من یک لکه‌ای از یک جوش شروع شد و به مرور زمان بزرگ شد و در کنار این روی سرم هم درست شد. این اواخر هم که شدت گرفته بود دیگر نفس کشیدن را هم برایم سخت کرده بود. یک بیماری به نام خودایمنی است که سیستم بدن معکوس عمل می‌کند و پس از بیماری به درمان می‌پردازد و به نحوی خودزنی می‌کند.»

این مجری ادامه داد:
«در طول این مدت که پنج، شش سال طول کشید خیلی از قضاوت‌ها اذیت شدم تا اینکه به هر طریقی بیماری من بهبود پیدا کرد و کم کم آن لکه محو شد و آن وقت کامنت‌هایی برایم می‌گذاشتند که دیدی خدا تو را زد و می‌خواستی جای مهر بذاری نشد.»

کاریکاتور : تابستان تمام شد

دسته بندی : مجله آنلاینتاریخ : پنجشنبه 11 ژانویه 2018

با پایان یافتن تعطیلات تابستان, فصل جدید کار و تلاش آغاز شد.

پایان تابستان…!

کارتون روز با موضوع : تابستان تمام شد

نظر شما در مورد این کاریکاتور چیست؟

در حاشیه قرارگرفتن نام لیلا حاتمی در میان ۲۵ستاره زن سینما در قرن ۲۱، بزرگمهر حسین پور با انتشار این کاریکاتور در اینستاگرامش نوشت: لیلای ما!

لیلای ما !

کارتون روز: لیلا حاتمی در بین ۲۵ ستاره زن سینما در قرن ۲۱

لیلا حاتمی در بین برترین بازیگران زن

نظر شما در مورد این کاریکاتور چیست؟

آزاده نامداری بازیگر فیلم «مالاریا» با اشاره به اینکه شخصیت سمیرا قوامی در فیلم «مالاریا» هیچ شباهتی به خود او ندارد تاکید کرد این نقش کاملا با شخصیت آزاده نامداری فاصله دارد.

به گزارش سینماسینما، مالاریا فیلمی به کارگردانی و نویسندگی پرویز شهبازی و تهیه‌کنندگی مسعود ردایی محصول سال ۱۳۹۴ است. این فیلم در هفتاد و سومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم وِنیز در بخش رسمی مسابقه افق ها پذیرفته شد. همچنین در بخش سودای سیمرغ سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر نیز نمایش  داده شد . این فیلم در جشنواره‌های ورشو لهستان، بوسان کره جنوبی و شیکاگو امریکا حضوری موفق داشته است. همچنین این فیلم  در دهمین دوره فستیوال فیلم های ایرانی سانفرانسیسکو سه جایزه اصلی بهترین فیلم ،بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه را دریافت کرد.

آزاده نامداری که بیشتر به عنوان مجری شناخته می‌شود در مالاریا مقابل دوربیم شهبازی رفت. بازیگر فیلم «مالاریا» درباره حضور در این فیلم گفت: فیلم «مالاریا» با اسم «نسیم» کلید خورد. یکی از موضوعاتی که باعث شد در این فیلم حضور پیدا کنم. کار با پرویز شهبازی بود. شهبازی یکی از کارگردانان موفق سینما است. اما نکته ای که حائز اهمیت است تفاوت شخصیت «سمیرا قوامی» در فیلم «مالاریا» با آزاده نامداری است یعنی این دو کاملا شخصیت های متفاوت نسبت به هستند و هیچ تشابهی با هم ندارند.

او ادامه داد: البته من جزوی از خانواده سینما نیستم، اما اطلاعاتم از سینما کم نیست. زیرا از سال‌های گذشته در جشنواره‌های مختلف حضور پیدا کرده ام و بیشتر آثار سینمایی را تا امروز دیده‌ام. البته قبل از بازی در فیلم «مالاریا» نیز پیشنهاداتی داشتم اما هیچگاه مایل نبودم که حضور پیدا کنم. اما این پیشنهاد به گونه ای بود که دوست داشتم در آن حضور پیدا کنم.

او در مورد ویژگی کار با شهبازی و حضور در فیلم مالاریا گفت: یکی از ویژگی‌های پرویز شهبازی این است که فیلمنامه در آثارش حضور چشم گیری ندارد. پلان های زیادی گرفته می شد که معلوم نبود ربط آنها به یکدیگر چه بود! برای من که اولین تجربه ام در بازی بود این موضوع کمی سخت بود. البته با آقای شهبازی ساعت های  زیادی بحث می کردم و درباره شخصیت «سمیرا» سئوال داشتم که آقای شهبازی نیز توضیحات خوبی را ارائه دادند.

او ادامه داد: با توجه به توضیحاتی که به من دادند بیش از قبل برای بازی در این نقش هیجان داشتم. به هر حال کار با گروهی حرفه ای برای من بسیار مهم بود. فیلم «مالاریا» گلچینی از بهترین های سینمای ایران بود. همه چیز به حدی حرفه ای در کنار هم بود که قبول نکردن این نقش ممکن نبود. باز هم می گویم که من سینمایی نیستم زیرا سالها در تلویزیون بودم. البته نبود فیلمنامه یکی از آن مسائلی بود که باعث سختی کار من در این پروژه شد.

نامداری درباره تفاوت های تلویزیون و سینما گفت: مجری گری تفاوت زیادی با بازیگری دارد. بسیاری از مجری ها وارد تلویزیون می شوند که از طریق آن بتوانند فیلم بازی کنند و در سینما حضور داشته باشند. این موضوع دیده شدن یکی از معضلات امروز در جامعه است. البته بازیگری یکی از آن موضوعاتی است که بسیار جذاب است و هر کسی را به سمت خود جذب می کند. اما به شخصه هیچگاه به دنبال چنین چیزی نبودم. مجری گری برایم بیش از حد جذاب است. زیرا دوازده سال است که در این حوزه فعالیت می کنم. گاهی در یک روز در چند برنامه مختلف برای اجرا حضور پیدا می کردم. البته مقایسه این دو با هم به هیچ وجه حرفه ای نیست زیرا هر کدام تعریف خودشان را دارند. البته نقطه مشترکی هم این میان وجود دارد ؛ که آن صحبت از دغدغه های اجتماعی است. یعنی همه ما برنامه می سازیم که دغدغه هایمان را عنوان کنیم. خودم را به عنوان مجری می شناسم که دیده شدن و بازیگری برایش الویت ندارد. مایلم که در کار خودم بهترین باشم. نقش یک مجری دربرنامه تلویزیونی بی بدیل است. درست است که عوامل مختلفی حضور دارند اما همه کاره صحنه مجری است و او تعیین می کند که چه اتفاقی در برنامه رخ دهد. یکی از دوستان مجری به من گفت که پیشنهادی برای بازی در فیلمی دارد از او خواستم که به هیچ وجه قبول نکند زیرا سینما یعنی کار گروهی و برای یک مجری قطعا بازی در سینما دشوار است. متاسفانه به اندازه ای به بعضی از مجری ها بها داده اند که اگر در سینما و کار گروهی قرار بگیرند قطعا اذیت می شوند؛ این موضوع و سختی کار را در «مالاریا» حس کردم.

بازیگر فیلم «مالاریا» درباره توجه جشنواره های خارجی به این فیلم گفت: سئوال اصلی من این است که چرا بعضی از فیلم های ما در داخل مورد توجه قرار نمی‌گیرند ؛ در صورتی که جشنواره های خارجی تا این حد به آنها توجه می کنند. البته فکر می کنم که فیلم هایی که کمی تلخ هستند و به موضوعات اجتماعی و به بحث آسیب ها می پردازند عموما مورد پسند جشنواره های خارجی قرار می‌گیرند. موضوعی که مشخص است این است که فیلم هایی از ایران جایزه می برند که مسائل اجتماعی را از منظر تلخی عنوان می کنند.«مالاریا» هم از این موضوع مستثنا نیست. یکی از دوستان بازیگر بعد از دیدن فیلم «مالاریا» به من گفت که این امکان وجود نداشت که شخصیت دختر حاضر در فیلم غرق نمی شد و نجات پیدا می کرد! خب این نشان می دهد که مردم ما دیگر از فیلم هایی که در آن غم باشد استقبال نمی کنند و نیاز دارند فیلم هایی ببینند که حالشان را خوب کند. فکر می کنم جشنواره های خارجی نگاهی تحلیلی به سینمای ایران دارند.

ازاده نامداری درباره آینده کاریش گفت: اکنون در نقطه ای از زندگی قرار گرفته ام که برایم بسیار مهم است. تجربه های خاصی را بدست اورده ام. من آزاده نامداری ده سال قبل نیستم. کارهای زیادی را در سالهای اخیر انجام داده ام. صاحب فرزند شده ام. انسان های زیادی را دیدم اکنون تحلیلم از خوب و بد تغییر کرده است. نگاهم پخته تر شده است. اکنون منتظر یک اتفاقق خوب هستم. نمی گویم باید در جای خاصی قرار بگیرم. اما هیچ وقت منشی دکتر و یا آرایشگر نمی شوم.به هر حال در حوزه رسانه فعالیت خواهم کرد.

شروع کارتان با سینما بود؟
بله، فیلم روسری آبی.

چطور شد که انتخاب شدید؟

کلاس‌های خانم آدینه بود که خانم بنی‌اعتماد آمدند تا از بازیگران جوان انتخاب کنند. تست و عکس گرفتند و خانم آدینه هم تأیید کردند و رفتم برای ایفای یک نقش کوچک. اما انگار آن سیاست و شم کاری که بتوانم برای خودم برنامه‌ریزی درستی بکنم و هر نقشی را قبول نکنم در من وجود نداشت. بعد از آن «عشق طاهر» بود و «سینما‌سینما» که در آن نقش یک منشی صحنه را داشتم که خیلی فعال بود، اما اصلا دیده نشد.

شما برای نقش‌تان در «خانه‌ای روی آب» یک سیمرغ دارید. این را موفقیت نمی‌دانید؟
سالی که سیمرغ گرفتم فیلم‌هایی مثل من «من ترانه پانزده‌ سال دارم» بود و کاندیداهای نقش دوم کسانی بودند که فکرش را نمی‌کردم، من بگیرم. الان که از سیمرغ فاصله گرفتم اصلا دوستش ندارم و هیچ تاثیری بر زندگی من نگذاشته است. خصوصا که این روزها می‌بینم به نقش‌ها و بازی‌هایی داده می‌شود که رو و سطح در آنها اهمیت پیدا کرده است. البته من الان هرچه بگویم ممکن است بگویند چون خودش نگرفته اینطور می‌گوید. اما من به‌عنوان معترض اینها را نمی‌گویم. سلیقه من این است. با این روند من هم دیگر به دل خودم نمی‌چسبد وقتی این کلمه را به کار می‌برم که نقش خاص، نقش پیچیده ولی تاثیرگذار، یک سکانس اما بازی کن و زنده‌اش کن. خارج از ایران این اتفاق می‌افتد. جایزه‌ها به چنین نقش‌هایی داده می‌شود. مثلا همان نقشی که من برایش سیمرغ گرفتم، نقش یک دختر ایدزی بود و بعدا متاسفانه باعث شد که فقط یک برچسب به من بخورد که این همان دختری است که ایدز داشت و برای ترمیم رفته بود. اما آن‌جا ما به ازای آن تقدیرشان را به موقع و خوب دریافت می‌کنند. بعد از سیمرغ، نه دستمزد من بالاتر رفت نه پیشنهادهای ویژه آنچنانی به من شد. همان‌طور انتخاب‌های کوچک داشتم و پیشنهادات خیلی خاص نقش اول به من داده نشد. انگار توانایی‌ها و بضاعت من در همان حد است. فقط خوشحالم که هنوز می‌گویند بهناز بازیگر با استعدادی است و می‌تواند نقش را در بیاورد. همین برای من قانع‌کننده است تا این‌که بخواهم سیمرغ بگیرم. هیچ‌کس یادش نمی‌ماند چند‌سال پیش چه کسی سیمرغ گرفت. البته اخیرا جوایز، بین‌المللی و شگفت‌انگیزتر شده و کمی جهانی‌تر که می‌شود یادمان می‌ماند که مثلا شهاب حسینی، لیلا حاتمی، آقای ناجی و نوید محمدزاده برگزیده شده‌اند.

 خانم بهناز جعفری چه شد که به این گروه پیوستید و فکر می‌کردید برای نقشی کوتاه سیمرغ بگیرید؟
یک روز دستیار آقای فرمان‌آرا با من تماس گرفتند و من رفتم دفترشان برای بستن قرارداد و برگه‌ای به من دادند که فقط دیالوگ‌های مژگان در آن بود. یک نقش تک‌سکانسی که حتی نمی‌دانستم باید چه دستمزدی را برایش بگیرم. من هم «بوی کافور، عطر یاس» را دیده بودم و آقای فرمان‌آرا را به‌شدت دوست داشتم. حتی برای آن نقش که ایدز داشت رفته بودم آزمایشگاه و خودم هم آزمایش دادم یا به آدم‌های مختلف می‌گفتم تو اچ‌ای وی مثبت هستی تا ببینم واکنش‌شان چیست. بعد شنیدم که آقای فرمان‌آرا در پروازی کنار شبنم طلوعی نشسته بودند و سر و زبان او را که دیدند گفتند بد نیست این نقش را شبنم بازی کند. دستیارشان تماس گرفتند و گفتند ما یک جابه‌جایی داریم و شما فلان نقش را به جای مژگان بازی کنید. بسیار متعجب و ناراحت شدم و سریعا رفتم سر لوکیشن که خانه با شکوه آقای کیانیان در آن فیلم بود. میز شام چیده بودند و آقای کیانیان هم بود.
آقای فرمان‌آرا موسیقی بتهوون گذاشته بود. با توپ پر رفتم پیش‌شان و گفتم من باید این نقش را بازی کنم. پول نگاتیو چقدر می‌شود؟ من آن را می‌دهم و شما این سکانس را هم از من بگیرید و هم از بازیگر دیگرتان و بعد مقایسه کنید کدام بهتر است. ایشان خندیدند و خب من هم نمی‌دانستم چقدر وضع مالی‌شان خوب است (خنده). آن روز گذشت و من بالاخره توانستم از طریقی متوجه شوم که آقای عباس گنجوی در عروج‌فیلم کار مونتاژ را انجام می‌دهند. خودم را به آب و آتش زدم که باید بازی کنم. آفیش شدم به بیمارستان تا آن یک سکانس را از من بگیرند. اما آن لحظه یخ کرده بودم، تمرین کرده بودم اشک بریزم و حتی هنوز هم می‌گویم چرا دستانم را بالا آوردم و صورتم را پنهان کردم. یک برداشت گرفتند و گفتند خوب است و من هم فکر کردم الکی و اصطلاحا پلان ایتالیایی است. از آن روز چند روز یک بار حلیم به‌دست می‌رفتم عروج فیلم و می‌گفتم بگذارید سکانسم را ببینم. من هستم؟ و آنها اطمینان می‌دادند که خودت هستی. تا روز اختتامیه جشنواره در تالار وحدت که بدو بدو رفتم پالتو خریدم و خودم را به آن‌جا رساندم و ردیف‌های جلو نشستم. وقتی جایزه گرفتم از کاندیداهای دیگر خجالت می‌کشیدم و عذرخواهی می‌کردم… اصلا اعتمادبه‌نفس نداشتم (خنده).

 از آن دوران چه چیزهایی به خاطر دارید که فکر می‌کنید کاش امروز هم وجود داشتند؟
ما از آن بچه‌هایی بودیم که شب می‌رفتیم توی صف سینما شهر فرنگ و عصر جدید ثبت نام می‌کردیم و صبح یک نفر می‌رفت آن‌جا و بعد چند نفر اضافه می‌شدند و با باتوم آنها را جا می‌زدند. فیلم «سلام سینما» را با فلاکت و بدبختی دیدیم. خود من چقدر به مادرم دروغ گفتم تا بروم «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» را ببینم (خنده). گالری می‌رفتیم… اما اخیرا رفتم موزه هنرهای معاصر یک گنجینه‌ای را باز کرده بودند و این همه بی‌اهمیتی برای آدم‌های مسئول به شدت دردناک بود. مثلا جلوی یکی از تابلوها آب از بالا چکه می‌کرد و باید فاصله‌ات را زیاد می‌کردی تا خیس نشوی. الان دیگر باورم نمی‌شود که مثلا کسی «جان شیفته» رومن رولان را خوانده باشد. برای «هملت» قطب‌الدین صادقی که آن زمان در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا می‌شد، هر شب یک جوری بلیت گیر می‌آوردم و انتهای سالن می‌ایستادم به تماشا و ١١شب هم تمام می‌شد. مادرم همیشه می‌گفت کلید را بگذار و برو همانجا که بودی… به شدت مخالف بود. گربه‌هایی که در آن سالن پیش از بازسازی‌اش رفت و آمد داشتند، دیگر بخشی از اجراها بودند. سالن‌ها هر کدام سبک خودش را داشت. مثلا یک سالنی برای کارهای دانشجویی بود، کارگاهی برای کارهای تجربی و سالن‌هایی هم برای کارهای حرفه‌ای. اما الان حتی اگر اسما این تفکیک وجود داشته باشد در عمل چندان رعایت نمی‌شود.

با وجود این میزان از مخالفت، چه شد که خانواده اجازه دادند تئاتر کار کنید؟
پدرم حسابدار بازار بود و انسانی بسیار منعطف و لوتی اما مادرم که در فضای بیمارستان و پرستاری کار می‌کرد و با درد جامعه از نزدیک آشنا بود و به شدت با ورود من به این فضا مشکل داشت. خانم آدینه با او صحبت کردند و توضیح دادند که تئاتر مطربی نیست و بعد هم به تماشای نمایش «سلطان مار» نشست و اینگونه کم‌کم کنار آمد.

جداشدن پدر از خانواده چه تاثیراتی بر زندگی‌تان داشت؟
از آنجایی که مادرم زن خودساخته‌ای بود و در جامعه واقعا جنگیده و زندگی کرده بود، خیلی روی من تأثیر گذاشت. تا جایی که یادم می‌آید هیچوقت از هیچ یک از اعضای خانواده پول نگرفتم. رشته‌ام گرافیک بود و با طراحی‌های کوچک سعی می‌کردم درآمد داشته باشم و بعد هم که در بازیگری بی‌مهابا کار کردم تا هم خرجم در بیاید هم خودم را تثبیت کنم. جدایی خانواده برای بسیاری از آدم‌ها سازنده بوده تا این‌که بخواهند هر روز شاهد کلنجار رفتن پدر مادر باشند. الان که بعد از مدت‌ها با خانواده پدرم در رفت و آمد هستم، این حس مثبت را به خودم دارم که هیچوقت ناچار نشدم برای پول گرفتن به پدرم رجوع کنم و به این سوال همیشگی که این پول را برای چه می‌خواهی، پاسخ دهم و از طرفی دل‌نگرانی برای پر کردن حساب خالی همیشه با خودم بود. زندگی کنترل‌شده‌ای داشتم و مادرم به شدت نظارت داشت و فکر می‌کرد باید جور نبود پدر را هم بکشد و حتی وقتی می‌خواستم تئاتر ببینم، مادرم به شدت مخالف بود و تازه کم‌کم داشت می‌فهمید زمانه عوض شده و دید که من در خانه کتاب می‌خوانم و دیالوگ حفظ می‌کنم و از این بابت خوشحال بود.

تمرکز بی‌قیدوشرطتان بر حرفه‌ای که در آن هستید، چقدر شما را به اهدافی که در ابتدای مسیر داشتید نزدیک کرده است؟
راستش من به‌عنوان هدف و منبع درآمد به این حرفه نگاه نکردم و توسط نخستین معلمم خانم آدینه که این مسأله را برای من جدی کردند به این سمت سوق داده شدم و برای من که گرایش‌های دینی و اسلامی پیدا کرده بودم و گرافیک می‌خواندم، تاثیرگذار بود که تکلیفم را روشن کرده و موضعم را کمی تلطیف کنم. دانشگاه دو جا قبول شدم، گرافیک تربیت مدرس و نمایش دانشگاه آزاد که خیلی محتاطانه و بدون این‌که مادرم در جریان باشد ثبت‌نام کردم و اواسط ترم اول بود که فهمید و دنیا را به هم ریخت ولی من ماندم. الان که نگاه می‌کنم به بسیاری از چیزها نرسیدم اما تا حدودی سعی کرده‌ام که قابل قبول باشم. بابت چیزهایی که شخصا و با جان کندن و بدون استفاده از تجربه دیگران به آنها رسیدم، از خودم راضی‌ام.

گرایش‌های مذهبی تان مربوط به چه دوره‌ای می‌شود؟
من یک دوره دو ساله می‌خواستم بروم رشته دیگری را همزمان با گرافیک بخوانم. انواع نمازها را می‌خواندم و روزه می‌گرفتم و جامعه الزهرای قم هم ثبت‌نام کرده بودم و از آن‌جا برای من نوار می‌فرستادند و هر شش ماه یک بار می‌رفتم حضوری امتحان می‌دادم که بیشتر روی قرآن و تربیت اسلامی متمرکز بودند. همچنین دوست داشتم به آدم‌هایی که ناتوانی جسمی دارند خدمت کنم و پرستارشان شوم. البته الان هم هنرمندان به‌گونه‌ای خدمتگزاران مردم هستند.

با این حال ظاهرتان هم متفاوت با الان بود؟
بله. هم چادر سرم بود، هم مقنعه چانه‌دار. اما همه این دوران را گذرانده‌اند.